
هوش مصنوعی و بازار کار جوانان ایران؛ آیا میتوان به آینده شغلی خود امیدوار بود؟
هوش مصنوعی و بازار کار جوانان در ایران در نقطهای قرار گرفته است که مسئله اصلی دیگر فقط تعداد مشاغلی نیست که ممکن است توسط توسعه فناوری حذف شوند؛ بلکه پرسش مهمتر این است که جوانان و فارغالتحصیلان از چه مسیری وارد بازار کار خواهند شد. تازهترین دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله و بالاتر در بهار ۱۴۰۵ به 9.1 درصد رسیده و نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله به 23.4 درصد افزایش یافته است. همزمان، در اقتصاد جهانی نشانههایی از تغییر مسیر مشاغل ابتدایی دیده میشود.
به گزارش نماد اقتصاد، سازمان بینالمللی کار هشدار داده است که هوش مصنوعی مولد بیش از آنکه لزوما به حذف کامل مشاغل منجر شود، میتواند وظایف شغلی را دگرگون کند؛ با این حال، مشاغل اداری، تحلیلی و حرفهای در معرض تغییر قابلتوجه قرار دارند؛ از این منظر، ارتباط هوش مصنوعی و بازار کار جوانان ایران را باید نه صرفا از زاویه حذف شغل، بلکه از منظر دسترسی به نخستین تجربه شغلی، مهارتآموزی، ارتقا شغلی و توانایی رقابت نیروی کار جوان بررسی کرد.
تازهترین آمار بازار کار ایران نشان میدهد فشار بر ورود نسل جوان به اشتغال همچنان قابلتوجه است. مرکز آمار ایران در گزارش بهار ۱۴۰۵ نرخ مشارکت اقتصادی جمعیت ۱۵ ساله و بالاتر را ۴.۷ درصد و نرخ بیکاری این گروه را ۹.۱ درصد اعلام کرده است؛ نرخ بیکاری نسبت به بهار ۱۴۰۴، حدود ۱.۸ واحد درصد افزایش یافته است.
در همین دوره، نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله به ۲۳.۴ درصد رسید؛ رقمی که نسبت به بهار سال ۱۴۰۴ حدود ۳.۷ واحد درصد افزایش داشته است. نرخ بیکاری گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال نیز در بهار ۱۴۰۵، ۱۷.۵ درصد گزارش شده که سه واحد درصد بیشتر از بهار ۱۴۰۴ است.
این ارقام اهمیت بحث هوش مصنوعی و بازار کار جوانان ایران را افزایش میدهد، زیرا ورود به بازار کار معمولا از مشاغلی آغاز میشود که بخشی از وظایف آنها تکراری، قابلکدنویسی یا مبتنی بر پردازش اطلاعات است؛ همان حوزههایی که مطالعات جدید درباره مواجهه با هوش مصنوعی، سطح بالاتری از تغییرپذیری را برای آنها نشان میدهند. سازمان بینالمللی کار تاکید کرده است که مشاغل اداری، مالی، کسبوکار، رایانش و ریاضیات در میان حوزههایی قرار دارند که مواجهه بالاتری با قابلیتهای هوش مصنوعی دارند.
بنابراین، اثر هوش مصنوعی و بازار کار جوانان ممکن است ابتدا در وظایف ظاهر شود و سپس بر تعداد موقعیتهای شغلی اثر بگذارد. سازمان بینالمللی کار نیز تاکید میکند که شاخص مواجهه با هوش مصنوعی پیشبینی مستقیم از دست رفتن موقعیت شغل نیست، بلکه نشان میدهد کدام وظایف و مشاغل ظرفیت بیشتری برای تغییر دارند.
نسل جوان در نقطه حساس ورود به بازار کار
اهمیت این تحول زمانی بیشتر میشود که وضعیت فارغالتحصیلان ایران در نظر گرفته شود. بر اساس گزارشهای مبتنی بر دادههای مرکز آمار، نرخ بیکاری فارغالتحصیلان آموزش عالی در تابستان ۱۴۰۴ به ۱۰.۶ درصد رسید و سهم فارغالتحصیلان آموزش عالی از کل بیکاران حدود ۴۰ درصد گزارش شد.
این وضعیت نشان میدهد که حتی پیش از گسترش کامل ابزارهای هوش مصنوعی، فاصله میان آموزش رسمی و نیازهای بازار کار یکی از چالشهای ساختاری اشتغال جوانان بوده است. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی و بازار کار جوانان میتواند این فاصله را در برخی مشاغل افزایش دهد، زیرا ارزش برخی مهارتهای سنتی کاهش مییابد و همزمان مهارتهای دیجیتال، تحلیلی و توانایی کار با ابزارهای هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا میکند. این روند با ارزیابی بانک جهانی از بازار کار منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز همخوان است؛ این نهاد بر ضرورت ایجاد یک اکوسیستم مهارتی انعطافپذیر و ارائه مسیرهای آموزشی متناسب با تغییر تقاضای بازار تاکید کرده است.
بانک جهانی در مطالعهای درباره تقاضای مهارتهای دیجیتال در منطقه منا اعلام کرده است که ۳۷ درصد آگهیهای شغلی آنلاین بررسیشده دستکم به یک مهارت دیجیتال نیاز داشتهاند و نزدیک به ۸۰ درصد مشاغل دیجیتال مورد بررسی نیازمند تحصیلات دانشگاهی بودهاند. همچنین ۲۳ درصد مشاغل دیجیتال منطقه منا در دادههای مورد مطالعه، مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی را درخواست کردهاند.
این دادهها نشان میدهد که رقابت میان هوش مصنوعی و بازار کار جوانان الزاما به معنای حذف مسیرهای شغلی نیست؛ بلکه این تغییر معیار ورود به این مسیرهاست که باید در نظر گرفته شود. جوانی که پیشتر میتوانست با مجموعه محدودی از مهارتهای دانشگاهی وارد یک موقعیت ابتدایی شود، ممکن است در آینده با کارفرمایی مواجه شود که انتظار دارد همان وظایف را با کمک ابزارهای هوش مصنوعی سریعتر، دقیقتر و با مهارتهای مکمل انجام دهد.
کدام مشاغل جوانان بیشتر در معرض تغییرند؟
مطالعات بینالمللی نشان میدهد بیشترین مواجهه با هوش مصنوعی در مشاغلی دیده میشود که سهم بالایی از پردازش اطلاعات، تحلیل، تولید متن، محاسبات و فعالیتهای اداری دارند. سازمان بینالمللی کار در ارزیابی خود از مشاغل در معرض هوش مصنوعی، حوزههای کسبوکار و مالی، رایانش، ریاضیات، آموزش و برخی مشاغل اداری را در میان گروههای با مواجهه بالاتر قرار داده است.
در نتیجه، رقابت میان هوش مصنوعی و بازار کار جوانان میتواند برای برنامهنویسی، حسابداری، تولید محتوای متنی، بازاریابی دیجیتال، تحلیل داده و خدمات اداری پیامدهای مهمی داشته باشد؛ اما این پیامد الزاما به حذف کامل این مشاغل محدود نمیشود. مطالعه جدید سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نیز نشان میدهد قابلیتهای فعلی هوش مصنوعی بهویژه به وظایف مربوط به پردازش اطلاعات، کارهای اداری و فعالیتهای قابلکدنویسی نزدیکتر است، در حالی که مشاغل متکی بر قضاوت زمینهای، تعامل انسانی، تصمیمگیری پیچیده و مسئولیت همچنان فاصله بیشتری با قابلیتهای فعلی هوش مصنوعی دارند.
نمونه برنامهنویسی نیز اهمیت این تغییر را نشان میدهد. رویترز در سال ۲۰۲۵ از کاهش فرصتهای شغلی برای برخی فارغالتحصیلان دورههای برنامهنویسی و تغییر تقاضای کارفرمایان در پی پیشرفت ابزارهای هوش مصنوعی گزارش کرد؛ در همین حال، تقاضا برای نیروهای باتجربهتر و متخصص در حوزه هوش مصنوعی افزایش یافته است.
آیا مشاغل ابتدایی در حال ناپدیدشدن هستند؟
درباره این پرسش نمیتوان به یک پاسخ قطعی رسید، اما شواهد بینالمللی از تغییر مسیر مشاغل ابتدایی حکایت دارد. مجمع جهانی اقتصاد در گزارشی درباره آینده کار تصریح کرده است که مشاغل پایه با افزایش استفاده از هوش مصنوعی در معرض فشار قرار گرفتهاند و مسئله اصلی، نحوه حفظ و بازطراحی مسیرهای اولیه ورود به حرفه است. بر اساس گزارش این نهاد، بیش از یکسوم جوانان شاغل در جهان در مشاغلی فعالیت میکنند که در معرض متوسط تا بالای تغییر وظایف ناشی از هوش مصنوعی قرار دارند.
مجمع جهانی اقتصاد همچنین برآورد کرده است که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۷۰ میلیون شغل جدید در نتیجه روندهای مختلف اقتصادی و فناوری ایجاد و ۹۲ میلیون شغل جابهجا یا حذف شود؛ بنابراین برآیند این تحولات در سناریوی مورد بررسی، افزایش خالص اشتغال و نه کاهش مطلق آن است. در عین حال، ۴۱ درصد کارفرمایان مورد بررسی گفتهاند در نتیجه خودکارسازی برخی وظایف با هوش مصنوعی قصد کاهش نیروی انسانی دارند و ۷۷ درصد نیز برنامه ارتقای مهارت کارکنان را مطرح کردهاند.
در نتیجه، مسئله هوش مصنوعی و بازار کار جوانان بیشتر به شکل تغییر نردبان شغلی ظاهر میشود. اگر وظایف سادهای که یک نیروی تازهکار از طریق آنها تجربه کسب میکرد خودکار شوند، ممکن است کارفرما همچنان به نیروی جوان نیاز داشته باشد، اما انتظار داشته باشد این نیرو از روز نخست توانایی بیشتری در تحلیل، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و حل مسئله داشته باشد. مجمع جهانی اقتصاد نیز بر اهمیت بازطراحی مسیرهای شغلی ابتدایی در عصر هوش مصنوعی تاکید کرده است.
ایران؛ فرصتهای هوش مصنوعی در کنار خطر تشدید شکاف مهارتی
بازار فناوری ایران نیز نشانههایی از افزایش تقاضا برای مهارتهای هوش مصنوعی دارد. بر اساس گزارشی درباره بازار استعداد هوش مصنوعی ایران، در فاصله سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ تعداد آگهیهای شغلی حوزه صنعتی مرتبط با استعدادهای هوش مصنوعی حدود ۱۲ برابر و تقاضا در بخش مالی هفت برابر افزایش یافته است؛ این گزارش همچنین رشد تقاضا برای مهارتهایی مانند زبان برنامهنویسی پایتون، ابزار داکر و فناوریهای مرتبط با هوش مصنوعی مولد را نشان میدهد.
همین گزارش، رشد ۳.۸ برابری دستمزد مشاغل هوش مصنوعی در فاصله سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ را گزارش کرده است. ایرانتلنت نیز در گزارش سال ۲۰۲۵ خود، مشاغلی مانند مهندسی یادگیری ماشین و علم داده را در میان مشاغل پردرآمد حوزه فناوری ایران قرار داده است.
بنابراین، هوش مصنوعی و بازار کار جوانان برای ایران یک دوگانگی ایجاد میکند: از یک سو برخی موقعیتهای ابتدایی ممکن است تحت فشار اتوماسیون قرار گیرند و از سوی دیگر، تقاضا برای متخصصانی که توانایی طراحی، پیادهسازی و استفاده حرفهای از هوش مصنوعی دارند افزایش مییابد. این دو روند میتوانند همزمان رخ دهند و شکاف میان نیروی کار دارای مهارتهای جدید و نیروی کاری که تنها به مدرک دانشگاهی متکی است را بیشتر کنند.
مهاجرت و مسئله بازار کار
مسئله اشتغال جوانان ایرانی تنها به عرضه و تقاضای داخلی محدود نیست. بانک جهانی در ارزیابی خود از اقتصاد ایران، افزایش مهاجرت نیروی متخصص را یکی از چالشهای بازار کار دانسته و به خروج نیروهای ماهر در حوزههایی از جمله فناوری اطلاعات، انرژی و سلامت اشاره کرده است.
از این منظر، ارتباط توسعه هوش مصنوعی و بازار کار جوانان میتواند مسئله مهاجرت نیروی متخصص را نیز تحت تاثیر قرار دهد. افزایش تقاضای جهانی برای مهارتهای هوش مصنوعی، امکان عرضه خدمات تخصصی از راه دور را افزایش میدهد، اما همزمان میتواند رقابت برای جذب نیروهای ماهر ایرانی از سوی بازارهای خارجی را تشدید کند. بانک جهانی در بررسیهای خود درباره مهاجرت نیروی متخصص نیز بر نقش آموزش مهارتی و تطبیق مهارتها با تقاضای بازارهای داخلی و خارجی تاکید کرده است.
دانشگاهها و سیاستگذاران چه تغییری باید ببینند؟
در چنین شرایطی، مسئله هوش مصنوعی و بازار کار جوانان سیاستگذار را با مسئلهای فراتر از افزایش ظرفیت دانشگاهی مواجه میکند. گزارش «Future of Jobs» ارائه شده از سوی مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد حدود ۳۹ درصد مهارتهای کلیدی مورد نیاز بازار کار تا سال ۲۰۳۰ تغییر خواهد کرد و مهارتهای هوش مصنوعی و داده در میان سریعترین مهارتهای رو به رشد قرار دارند.
صندوق بینالمللی پول نیز تاکید کرده است که در اقتصادهای نوظهور، توسعه زیرساخت دیجیتال و مهارتهای دیجیتال باید در مرکز سیاستگذاری قرار گیرد، در حالی که اقتصادهای پیشرفتهتر بیش از گذشته با مسئله جابهجایی نیروی کار و سازگاری نهادی مواجه خواهند بود.
برای ایران، این یافتهها نشان میدهد مسیر آموزش جوانان باید از آموزش صرف یک فناوری خاص فراتر رود و ترکیبی از سواد دیجیتال، تحلیل داده، استفاده حرفهای از ابزارهای هوش مصنوع، مهارت حل مسئله و مهارتهای ارتباطی را دربرگیرد. دادههای بانک جهانی درباره منطقه منا نیز نشان میدهد صرف ارائه مهارتهای فنی محدود کافی نیست و سیاستگذاران باید مسیرهای انعطافپذیرتری برای ورود جوانان به بازار کار طراحی کنند.
جمعبندی؛ مسئله اصلی مسیر ورود به شغل است
آنچه از کنار هم گذاشتن دادههای ایران و مطالعات بینالمللی درباره مسئله هوش مصنوعی و بازار کار جوانان به دست میآید، تصویری متفاوت از سناریوی ساده «هوش مصنوعی شغلها را از بین میبرد» ارائه میکند. به طور کلی نرخ بالای بیکاری جوانان ایران، بیکاری قابلتوجه فارغالتحصیلان و ضعف تطبیق مهارتها با نیاز بازار، پیش از موج کنونی هوش مصنوعی نیز وجود داشته است.
در سطح جهانی نیز شواهد موجود بیشتر از تغییر وظایف، مهارتها و مسیرهای ورود به مشاغل حکایت دارند تا حذف کامل اشتغال. در عین حال، فشار بر برخی مشاغل ابتدایی و اداری واقعی است و میتواند ورود جوانان به بازار کار را دشوارتر کند.
از این رو، هوش مصنوعی و بازار کار جوانان در ایران را باید مسئلهای درباره دسترسی به مسیر شغلی دانست. اگر آموزش، تجربه کاری، بازآموزی و نیاز کارفرمایان با سرعت تحول فناوری هماهنگ نشوند، هوش مصنوعی میتواند شکاف میان فارغالتحصیلان و بازار کار را عمیقتر کند؛ اما اگر مهارتهای جدید و مسیرهای ورود به مشاغل بازطراحی شوند، همان فناوری میتواند تقاضای تازهای برای نیروی انسانی متخصص ایجاد کند. این دو مسیر، بیش از آنکه به خود فناوری وابسته باشند، به سرعت سازگاری بازار کار، نظام آموزشی و سیاستگذاری مهارتی وابسته خواهند بود.
حسین امیری
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

هوش مصنوعی به جان مشاغل بخش مالی آمریکا افتاد

دو مسیر متفاوت بازار کار ایران؛ قرارداد مستقیم با پیمانکاری حقوق کارگران چه تفاوتی دارد؟

حداقل حقوق ۱۴۰۵ چند درصد هزینههای زندگی را تامین میکند؟

چرا کاهش مشارکت اقتصادی از افزایش بیکاری خطرناکتر است؟

آیا بازار کار جهانی میتواند از شکاف مهارتی جان سالم به در ببرد؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه